با وجودی که این بحث برایم جذابیت ویژه ای ندارد ولی مایلم در این مورد اظهار نظر کنم. همجنس گرایی در میان مهره داران دیگر نیز دیده می شود. در جامعه انسانی نیز این پدیده وجود داشته است. ارتباط چندانی هم به فرهنگ و دین و ثروت و سایر فاکتورهای اجتماعی آن جامعه ندارد. بنابراین به نظر می رسد این موضوع یک انحراف روانی است. یک اتصالی کوچک در سیسیتم سیم کشی های مغز طرف! که می تواند در هر جانداری که مغز دارد رخ بدهد! در نهایت همجنس گرایی یک اختلال نوروسایکولوژیکال است وبه نظر نمی آید نیازی به درمان و یا مقابله با آن وجود داشته باشد چراکه درصدشان واقعاً در اندازه ای نیست که قابل اعتنا باشد. اما اینکه حقوق می خواهند؛ واقعاً سر در نمی آورم که این حقوق خواستن دیگر چه صیغه ای است و امروزه روز هم ظاهراً خیلی مد است و همه دنبال حقوقشان می گردند. به هر حال؛ از دیدگاه یک زیست شناس همجنس گرایی را یک انحراف می دانم و قطعاً آنرا انحراف از وضع طبیعی به حساب می آورم چراکه همه کنش های یک موجود زنده (هر چه می خواهد باش) معطوف به تولید مثل است و هدف نهایی زندگی هر فردی همانا ادامه نسل خود و در نهایت گونه خود اوست. مسلماً ما آدم ها هم از این قاعده مستثنی نیستیم. همجنس گراها نمیتوانند نسل خود را ادامه بدهند (و صد البته من از این بابت اصلاً نگران نیستم!) و از این رو این ها دچار یک انحراف از وضعیت طبیعی هستند. ناگفته نماند از آنجا که این افراد خاری در چشم مذهبیون هستند به هر حال بد نیست قدری آزادی عمل داشته باشند.