تبليغاتX
هیبت
آروغ بعد از هندوانه خوردن

با وجودی که این بحث برایم جذابیت ویژه ای ندارد ولی مایلم در این مورد اظهار نظر کنم. همجنس گرایی در میان مهره داران دیگر نیز دیده می شود. در جامعه انسانی نیز این پدیده وجود داشته است. ارتباط چندانی هم به فرهنگ و دین و ثروت و سایر فاکتورهای اجتماعی آن جامعه ندارد. بنابراین به نظر می رسد این موضوع یک انحراف روانی است. یک اتصالی کوچک در سیسیتم سیم کشی های مغز طرف! که می تواند در هر جانداری که مغز دارد رخ بدهد! در نهایت همجنس گرایی یک اختلال نوروسایکولوژیکال است وبه نظر نمی آید نیازی به درمان و یا مقابله با آن وجود داشته باشد چراکه درصدشان واقعاً در اندازه ای نیست که قابل اعتنا باشد. اما اینکه حقوق می خواهند؛ واقعاً سر در نمی آورم که این حقوق خواستن دیگر چه صیغه ای است و امروزه روز هم ظاهراً خیلی مد است و همه دنبال حقوقشان می گردند. به هر حال؛ از دیدگاه یک زیست شناس همجنس گرایی را یک انحراف می دانم و قطعاً آنرا انحراف از وضع طبیعی به حساب می آورم چراکه همه کنش های یک موجود زنده (هر چه می خواهد باش) معطوف به تولید مثل است و هدف نهایی زندگی هر فردی همانا ادامه نسل خود و در نهایت گونه خود اوست. مسلماً ما آدم ها هم از این قاعده مستثنی نیستیم. همجنس گراها نمیتوانند نسل خود را ادامه بدهند (و صد البته من از این بابت اصلاً نگران نیستم!) و از این رو این ها دچار یک انحراف از وضعیت طبیعی هستند. ناگفته نماند از آنجا که این افراد خاری در چشم مذهبیون هستند به هر حال بد نیست قدری آزادی عمل داشته باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:7  توسط قدرت الله هیبت نژاد  | 

چو بشنوی سخن اهل دل نگو که خطاست
سخن شناس نی ای جان من خطا اینجاست
سرم به دنیی وعقبی فرو نمیاید
تبارک الله از این فتنه ها که در سر ماست
دراندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم واو در خروش ودر غوغاست
دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب
بنال هان که از این پرده کارما به نواست
مرابه کارجهان هرگز التفات نبود
رخ تو درنظر من چنین خوشش اراست
نخفته ام زخیالی که میپزد دل من
خمار صد شبه دارم شرابخانه کجاست؟
چنین که صومعه الوده شد زخون دلم
گرم به باده بشویید حق به دست شماست
از ان به دیر مغانم عزیز میدارند
که اتشی که نمیرد همیشه دردل ماست
چه راه بود که در پرده میزد ای مطرب
که رفت عمر وهنوزم دماغ پر زهواست
ندای عشق تو دوشم دراندرون دادند
فضای سینه حافظ هنوز پرزصداست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 23:45  توسط قدرت الله هیبت نژاد  |