همین سر آغاز کار جواب دهم؛ نه! به احتمال بسیار زیاد هیچ ختم به خیر نخواهد شد این ماجرا به دلایل زیر:
-->روسیه هیچ عجله ای برای راه اندازی نیروگاه بوشهر ندارد. در حقیقت اگر به روسها باشد که هرگز این خوان نعمت را بر نخواهند چیند. چاره اش این است که به یکه تازی روسها پایان دهیم. یعنی اینکه یا برویم از همان دختر بچه کرجی که در آشپزخانه، اورانیوم غنی سازی می کرد بخواهیم یک راکتور برای نیروگاه بوشهر بسازد، یا اینکه کشور یا کشورهای دیگری را وارد معرکه کنیم که روسها از پیدا شدن رقیب به صرافت چاره بیافتند و اتفاقاً این در بسته پیشنهادی غرب آمده.
-->غنی سازی اورانیم در ایران دارد سر به جایی می زند (و حتی به نظر می آید همین حالا هم تا حدودی زده باشد!) که افسارش از دست همه خارج شود. حتی الان در ایران هیچ کس نمی داند چرا داریم اورانیوم غنی سازی می کنیم. این اورانیم به چه دردی می خورد؟ ما که جایی نداریم برای استفاده از این ها. انبارشان هم که نمی توانیم بکنیم چون نیمه عمری دارند* و از قضا زود هم این عمر به سر می رسد، پس این اورانیم های غنی شده فرضی به درد کجا می خورد. سلاح هسته ای هم که نداریم. تازه اگر هم داشتیم باز زیاد به دردمان نمی خورد. چون اصولاً هیچ سلاح نامتعارفی نمی تواند جای تسلیحات نظامی متداول را بگیرد. ما به شدت نیاز به اسلحه داریم ولی موشک شهاب و بمب اتم به هیچ روی در اولویت نیستند. همین الان نیروی هوایی ما دیگر چیز زیادی برای دفاع از ایران ندارد وحتماً می دانید که اسلحه اصلی نیروی هوایی هواپیماست. قایق های تندروی سپاه هم نیروی دریایی نمی شود برای ایران. کشوری که باید امنیت شاهرگ دنیا را تامین کند نیروی دریایی لازم دارد و نیروی دریایی هم ناوشکن می خواهد! البته وضع نیروی زمینی که با توپها و تانکهایی که تکنولوژی شان یادگار دهه 60 و 70 بعضاً حتی دهه 50 میلادی است به نظر از همه جا پیچیده تر می آید.
-->ما می توانستیم اورانیوم را غنی سازی کنیم و محصولاتمان را بفروشیم ولی البته بسیار بسیار احتمالش کم است که مشتری داشته باشیم!
-->اورانیوم غنی شده در ایران باید به درد ساکنین همین کشور بخورد. اجازه دهید اینطور بگویم وقتی ایران نباشد غنی سازی اورانیم به چه درد می خورد؟
-->ما اورانیم غنی سازی میکنیم که برایمان برق بشود، خب برق به چه دردمان می خورد؟ الان در تهران و شهرهای دیگران تهران روزانه برق قطع می شود. در تهران هر محله ای حداقل 10-14 ساعت بی برقی در طول یک هفته دارد. جالب است که ظاهراً نقصان محسوسی در کارها هم پیدا نشده!!!!!! ما که برق گازی هم به دردمان نمی خورد برای چه داریم خودمان را برای اتمی اش می کشیم؟! هان؟ بهتر نیست اصولاً برق را فقط به اداره های دولتی و کیهان و تاسیسات آب سنگین اراک و نطنز و ... برسانیم؟! باقی مردم برق می خواهند چکار؟ تازه برق که نباشد کمتر سراغ اینترنت و ماهواره می روند و کمتر منحرف می شوند. آنوقت رادان هم مجبور نمی شود نیروهایش را معطل صاف کردن راه مردم کند، می فرستدشان دنبال تیله بازی.
-->اما مهمترین نکته؛ آمریکا با بازی استادانه اش در این مدت، کل دنیا را متقاعد کرد که ایران خیلی خیلی خیلی خطرناک است. حالا آمریکا می تواند هر ژستی که دلش می خواهد بگیرد. کمااینکه الان به شدن ژست ضد جنگی گرفته ولی موقعیتش جوری است که با یک حرکت کوچولو می تواند به راحتی ایران را حتی با همسایگانش درگیر رویارویی نظامی کند! این دفعه دیگر آمریکا آن کشوری نیست که به خاطر جنگ با عراق مورد شماتت قرار گیرد. آمریکا حتی طوری وا نمود می کند که انگار نشسته و نمی گذارد کسی به ایران حمله کند! ولی دائم هم می گوید که ممکن است حوصله اش سر برود.
-->اصولاً و عقلاً هرکاری (البته به جز دفاع از میهن) بایستی صرفه اقتصادی داشته باشد تا انجام پذیر شود. حتی مسائل بهداشتی و رفاه مردم هم صرفه اقتصادی دارند و اگر دولت در این زمینه پول خرج می کند به این دلیل است که نیاز دارد به آدمهای سالمی که بتوانند برایش کار کنند. غنی سازی اورانیوم از ابتدا تا به امروز کوچکترین صرفه اقتصادی نداشته و اگر به همین روال پیش رود صدها برابر بیش از این ضرر و زیان به بار خواهد آورد. ما نمی توانیم همه هست و نیست مملکتمان را بگذاریم سر اینکه اورانیم غنی شده داشته باشیم.
-->از رفتار دیپلمات های ایران و سخنان آقایان چنین بر می آید که در بر همین پاشنه خواهید چرخید. ما فرصت طلایی داشتیم که در برابر تعلیق محدود غنی سازی اورانیوم، از غرب بخواهیم که به روسیه برای تکمیل بوشهر فشار آورد. اگر نیروگاه بوشهر کار می کرد لا اقل بهانه ای داشتیم برای غنی سازی اورانیوم.