16 آذر امسال به حقیقت خویش نزدیک تر بود . پس از چند سالی که به کام چماقداران و معجزه های هزاره گذشت، امسال دوباره دانشجویان ایرانی نشان دادند که برای نجات خانه عزیزشان چیزی جز خون و عرق و فریاد ندارند که بدهند هرچند که پدران و مادرانشان و برادرانشان کاهلی کنند. هرچند که بزرگترها هر صدای اعتراضی را ناخوش بدارند و آن را سایه انقلاب و هرج و مرج قلمداد کنند. هرچند که سیهدلان سیهاندیشه در سیاهچالشان افکنند. چه داریم عزیزتر از جان؟ چرا خاموشیم؟ نگران چیستیم؟ خانه و زن و بچه؟ زندگی خودمان؟ پول و ماشینمان؟ جانمان؟؟؟؟ اگر ایران را ببازیم که همه اینها را باخته ایم!! اگر ایران برود که حتی جان هم برایمان نمی ماند! بیدار شویم... ایران دارد از دست می رود. دشمن از داخل چوب حراج میزند و از خارج ذره ذره خاکمان را جدا می کند. روسها و عرب ها دارند خوابهای شوم چند صد ساله ای را که برای ایران دیده اند به دست احمدی نژاد، تعبیر می کنند.
نباید فکر کنیم که پشتیبانی از جنبش دانشجویی، درغلتیدن در ورطه انقلاب دیگری است. اشتباه نکنیم؛ جنبش دانشجویی در اصل خود به منتهای درجه آرامش طلب و اهل مداراست. جنبش دانشجویی میتواند حکومت را وادار به برگذاری انتخابات آزاد و با حضور ناظرین بینالمللی کند و این تنها راه خروج از این وضعیتی است که هر روز بغرنج تر و پیچیده تر میشود؛ تنها راه نجات جانهای جوان عزیزی است که به جرم حق خواهی و عدالتطلبی شکنجه می شوند و در تاریکترین ساهچالهای تیره ترین روزگار تاریخ این کهن بوم و بر، می پوسند و از میان میروند. بایستی حساسیت و اهمیت این موقعیت را درک کنیم. چیزی تا انتخابات مجلس نمانده است و سپردن این مجلس به چنگال دژخیمان تمامیتطلب، یعنی هل دادن کشور به عمق پرتگاه نابودی.
هم میهنان عزیزم، بزرگترهای خوب، خواهش میکنم تنه بیعار ودردتان را بجنبانید! وگرنه می توانید بنشینید و در نشئهگی دلقک بازی های احمدینژاد بمانید تا آمریکا بیاید و با موشک های کروز و بمبهای لیزریاش بجنباندتان!
4 روز پیش، یک فروند هواپیامای F-4 فانتوم نیروی هوایی ارتش ایران در آب های دریای عمان سقوط کرد. این خبر را در سایت بی بی سی دیدم. در شگفت شدم از اینکه چطور خبری در سایت ها و روزنامه ها و یا صدا و سیما ندیدم و نشنیدم. دیشب پی گیر شدم که ببینم آیا اصل خبر صحیح است یا خیر؟ با یکی از دوستان در پایگاه دهم شکاری چابهار تماس گرفتیم. گفتند صحیح است و هر دو خلبان هم با هواپیمایشان در بستر دریای عمان آرام گرفته اند. از خلبان ها که پرسیدم حالم خراب شد؛ سروان شهریار آفرین. می شناختمش از آنجا که زمانی به خواستگاری خواهرم آمده بود و ...بماند که قسمت نبود.
امشب چهارمین شبی است که شهریار در اعماق آبهای سرزمینش آرام خفته است. در آغوش سرزمینی که قسم خورده بود برایش جان دهد و داد. اما گویا سروان آفرین و داستانش ارزش حرام کردن جوهر تلکس ها را نداشت. شهریار توی صف چاوز و البرادعی و کرکری حسن نصرالله و محمود عباس هم نگنجید. کک شان هم نگزید. در هیچ وعده ای از خبرپردازی های شبانه روزی شان جایی برای یاد کردن از این دو سرباز پیدا نشد.
باشد. این هم باشد. فقط یادمان بماند که این ها قطره قطره آب های ایران را به جان می خرند و دیگرانی هم البته در همان زمان دریا دریا سرزمین مان را به نان می فروشند.
یادشان جاودان.
کافی است زنانی که اصطلاحا پرده بکارت خود را از دست داده اند، نیم ساعت قبل از رابطه جنسی در شب عروسی، این دارو را به صورت شیاف استعمال کنند تا اثرات معجزه آفرین آن را ببینند. این شیاف، در دمای درونی بدن، پوسته ژلاتینی خود را پاره می کند و محتوی آن به صورت مایع قرمز رنگی از واژن خارج می شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از مجله پزشکی آکادمی “اوترخت” ، ”اینه که فان سومرن” ، متخصص بیماری های زنا ن در آدکامی پزشکی در شهراوترخت (هلند) سازنده این دارو است. و در گفتگو با مجله پزشکی آکادمی “اوترخت” می گوید : “در سال حدود ۲۰نفر به من مراجعه می کنند که خواهان ترمیم پرده بکارت خود هستند. همکاران من در سایر شهرها نیز مراجعین زیادی دارند. متناسب با این که وضعیت مراجعین چه باشد، در مورد ترمیم پرده بکارت تصمیم می گیرم. برخی را ترمیم و حدود نیمی از موارد را نیز رد می کنم. مثلا اگر دختری مورد تجاوز واقع شده باشد و آینده اش به خاطر این مساله به خطر افتد، عمل ترمیم پرده بکارت را انجام می دهم. اما زمانی که زنی مراجعه می کند و می گوید که پس از طلاق و برای ازدواج دوم می خواهد پرده بکارت خود را ترمیم کند، با تقاضایش مخالفت می کنم.”برای این دسته از زنان نیز راه حل دیگری در نظر گرفته شده است که همان استعمال داروی معجزه آفرین باکرگی است. از دیرباز و در سنن گوناگون، ظهور قطرات سرخ رنگ بر ملحفه ها، در شب عروسی شادی آفرین بوده است. نمایش پارچه ای با لکه های خون، با هلهله و “کل کشیدن” زنان خانواده همراه می شده است. این در حالی است که تنها در ۶۰درصد موارد، در اولین رابطه جنسی ، جداره واژن خراش بر می دارد و چند قطره ای خون می آید. با این وجود، در برخی موارد همان چند قطره، ناجی جان عروس است.
امروزه رد پای این گونه سنن به کشورهای اروپائی نیز کشیده شده است. حاملین این سنن نیز عمدتا مهاجرین اند. “اینه که فان سومرن” در این مورد می گوید: ” بیشتر مراجعه کنندگان من را دختران مراکشی و ترک تشکیل می دهند. اما گاهی اوقات زنان هلندی نیز به من مراجعه می کنند. اما این دسته، زنانی هستند که به اسلام گرویده اند و برای ازدواج و یا روابط جدیدشان، خواهان ترمیم بکارت اند.”
به گفته “اینه که فان سومرن”، جامعه علمی و پزشکی هلند، انجام این عمل را بیهوده می داند چرا که هیچ ضرورت پزشکی و علمی در آن نیست. این عمل جراحی در کلینیک ها ی خصوصی صورت می گیرد.ممنوعیت ترمیم پرده بکارت تا کنون چندین بار در هلند مورد بحث واقع شده است. نخست “آیان هیرسی علی” نماینده سومالیائی تبار حزب لیبرال هلند بود که خواستار ممنوعیت آن شد. چرا که این اقدام را گامی جهت تثبیت سنن و تداوم آنها در جامعه و علیه زنان می دانست. چندی پیش “خییرت ویلدرز” نماینده حزب دست راستی “برای ازادی” نیز خواهان ممنوعیت ترمیم پرده بکارت شده بود.گرچه هنوز در عرصه سیاسی راه حلی برای این معضل روبه رشد پیدا نشده، اما جامعه پزشکی آلترناتیوهای موقتی برای زنان جوانی که با آن دست و پنجه نرم می کنند، یافته است.
“اینه که فان سومرن” می گوید: ” قبل از این که سفارش ساخت این قرص را به داروخانه ها بدهم، تصمیم ام را با کمیسیون ویژه ای که مربوط به بررسی درجه اخلاقی و عرفی موضوع است، در میان گذاشتم . آنها ابتدا گفتند که ساخت و استفاده چنین قرصی از نظر اخلاقی به معنای مشارکت در فریب افرادی (مردانی) است که پس از دیدن مایع قرمز رنگ بر ملحفه های شب زفافشان، فکر می کنند زنشان باکره بوده است. اما من توانستم کمیسیون را قانع کنم که نجات زنی که ممکن است به خاطر باکره نبودن جانش را در قتل ناموسی از دست بدهد، مهم تر از این حرفهاست.”
علاوه بر این، “اینه که فامن سومرن” با نقد دیگری نیز مواجه است و آن این که این گونه اقدامات و ارائه این گونه خدمات موجب حفظ سنن ارتجاعی می شوند. پاسخ وی به این گونه انتقادات این است: “بله درست است، به این ترتیب ما این سنن را حفظ کرده ایم اما زمان حفظ این سنن، چشمکی هم چاشنی آن می کنیم.”