تبليغاتX
هیبت
آروغ بعد از هندوانه خوردن
اینطوری بی فایده است.

باید اینجا میبودی

روبروی من

سیگار تعارفت میکردم

با هم دود میکردیم.

ولی البته خوب میدانم که تو نخواهی پذیرفت. تو هرگز از آشغال های من خوشت نیامده. به درک. بد بو تر از تو نیستند این سیگارهای من.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 1:37  توسط قدرت الله هیبت نژاد  | 

مطلب زیر را از سایت "خبرنگاران صلح" نقل میکنم:

چه کسانی از احساسات ملت سواری می گیرند؟

 الیاس جهود بهتر است یا سوسک مانا؟!

مزدک علی نظری- از یک ماه قبل از ماه رمضان، صداوسیمای جمهوری اسلامی شروع کرد به تبلیغ برنامه هایی که برای این ماه مذهبی تدارک دیده بود. البته همانطور که دیدیم، این برنامه ها فقط در مشتی سریال تلویزیونی عامه پسند خلاصه می شدند و دریغ از نیم جویی خلاقیت و نوآوری.

سریال هایی که پیشتر معمولاً در ژانر «خنده» (به قول خودشان طنز) بودند و ادعایی بیش از همان نتیجه گیری های اخلاقی کلیشه ای همیشگی را نداشتند. اما از دو سال پیش و با تقدیر بدیعی که از سریال شبه مذهبی «او یک فرشته بود» شد، بعضی دست اندرکاران به این نتیجه رسیدند که نان توی سریال های اینچنینی ست و بس!

گویا رمضان امسال، هر چهار شبکه ای که سریال مناسبتی پخش می کنند، سراغ سوژه های ارزشی رفته اند. این میان، شبکه پرمخاطب سوم - که به شبکه جوان معروف است- کار را به دست کارگردانی سپرده که در یکی- دو سال اخیر نشان داده بهترین آدم برای این تلویزیون است: «سیروس مقدم»، کسی که با ساخته هایش همزمان می تواند عوام را گریانده و اهل فهم را بخنداند!

این آقا با سریال بدنام «نرگس»، محبوب تماشاگران پروپاقرص ملودرام های آبکی و مسئولان به وجد آمده از استقبال ملت اشک در مشک، شد و از آن به بعد مدام سریال های مختلفی را روی آنتن دارد. مقدم این موفقیت را مرهون سه زن است:

1. نرگس، شخصیت مصیبت کش سریال اش.

2. پوپک گلدره، بازیگر این سریال که اواسط فیلمبرداری مرحوم شد و درصد غش و ناله کار را به شدت بالا برد.

3. زهرا امیرابراهیمی، دیگر بازیگر نرگس که با انتشار فیلم خصوصی غیراخلاقی اش، یک شبه به اندازه شارون استون معروف شد!

بله، سیروس مقدم خوش شانس است. اما بی انصافی است اگر کنار این فاکتور شانس، «وقت شناسی» (شاید هم هواشناسی) او را نادیده بگیریم. او خوب می داند «حالا وقت چی است؟» و مثلاً زمانی که نرگس پخش می شد و بحث انرژی هسته ای مطرح بود، شخصیت های داستانش را به بیمارستان می برد تا بخش پزشکی هسته ای را نشان مردم بدهد. یا بحث های بی ربطی میان شخصیت های ماجرا راه می انداخت تا کمی نیازمان به «انرژی صلح آمیز هسته ای» را یادآور شود!

درباره سایر کارها و سبدسبد گل های آقای مقدم زیاد می شود نوشت، ولی بحث امروز چیز دیگریست. او برای رمضان امسال سریال «اغما» را ساخته؛ مجموعه ای که داستانش کپی دقیق همان «او یک فرشته بود» است. یعنی بعد از دو سال هنوز همان داستان، همان خرافه ها که به اسم مذهب به خورد مردم داده شده بود و همان مزخرفات دیگر. مقدم این بار هم دست از موج سواری بر نداشته و با توجه به جو ضد اسرائیلی حاضر، شخصیت بد ماجرایش را (که گویا همان شیطان رجیم است) به قیافه یهودی ها نشان می دهد: مو و ریش کوتاه قهوه ای- طلایی، که ضمناً همانطور که انتظار می رفت اسمش هم «الیاس» است!

خلاصه کنیم که در تازه ترین قسمت پخش شده (چندمش مهم نیست، محض نشانی: چهارشنبه شب گذشته) بدمن سریال اغما یعنی همان شر مطلق و لعین، شیطان، جمله کذایی «نه منه» را به زبان آورد. عبارت کوتاهی به زبان ترکی که همه می دانیم به اصطلاحی در زبان ما بدل شده و معمولاً وقتی کسی متوجه چیزی نمی شود، آن را به زبان می آورد. حتماً حالا شما هم بلافاصله یاد ماجرای تاسف برانگیز هفته نامه «ایران جمعه» و رفتن دو بیگناه (مانا نیستانی، کاریکاتوریست و مهرداد قاسمفر، سردبیر نشریه) تا پای مرگ افتادید.

زمانی که آن اتفاق افتاد، ما دوستان آن دو نفر قبول کردیم که اشتباهی رخ داده اما درخواست بخشش کردیم. ما ژورنالیست ها که خود باید به ملت مان خط بدهیم و به راهی که باید هدایت شان کنیم، از آتشی که فرصت طلبان برافروختند و شدت فشار بی رحمی که بهمان وارد شده بود، ترسیدیم و تسلیم شدیم... ولی حالا که بیش از یک سال از ماجرا گذشته و گردوخاک ها خوابیده، کم کم دیگر چشم هایمان باز شده. با خودمان فکر می کنیم: مگر این همه فیلم های انیمیشن ساخت والت دیسنی و پیکسار از تلویزیون خودمان پخش نمی شد و نمی شود که دوبلورهای خوش ذوق، با لهجه اقوام مختلف (ترکی و لری و رشتی و کردی) روی شخصیت دیو و دزد و الاغ و گراز صداپیشگی می کنند؟ چطور در تمام ایران، حتی بزرگ ترها هم می نشینند و تماشا می کنند و «حال» می کنند و به کسی برنمی خورد؟ چرا هیچکس حتی یک CD ناقابل این فیلم ها را هم نمی شکند، چه برسد به آتش زدن دفتر جایی و اغتشاش خیابانی؟

از خودمان می پرسیم چطور مردم احساساتی ما، بزرگ ترین اشتباهات و توهین های بعضی روزنامه ها و شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی را نمی بینند یا شاید می بینند و گذشت می کنند؛ ولی قدم کسی که برخلاف جریان غالب مملکت فکر می کند، اگر ذره ای حواسش پرت شود را قلم می کنند همین «مردم»؟

چرا یک بار برای یک «نه منه» کفن به تن می کنند و یک بار حتی چرت شان هم پاره نمی شود حین قیلوله بعد از افطار مفصل و تماشای سریال؟ آن گوشه مهجور بخش کودکان نشریه کم تیراژ جمعه ها را می بینند، اما در نمایش تلویزیون که همگی همه شب با علاقه دنبال می کنند، این صحنه که به صورت شان پرت می شود را نمی گیرند؟ نمی دانیم، شاید الیاس جهود و تجسد شیطان لعین، بهتر از آن سوسک کوچک مانا به نظرشان می رسد!

بله، در این سرزمین که مزاحمانی مثل ما نمی گذارند ملت خوش باشند و سریال شان را هم سیاسی می کنیم(!)، قبول کنید که آن اغتشاش در چند شهر و نابود کردن زندگی دو هنرمند بی گناه هم قطعاً سیاسی بود و در راستای تحریک احساسات ملت، برای سواری گرفتن و بردن منفعت.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 23:56  توسط قدرت الله هیبت نژاد  | 

۸۰۰۰ پزشک بیکار

۷۰۰۰۰۰۰  جوان بیکار

٪۶۰ شکست در آمار ازدواج جوانان

۶۰۰۰۰۰۰  معتاد

بیش از ۳۷۰۰۰۰۰۰  نفر مبتلا به افسردگی

مصرف سالانه ۵۰۰ میلیارد تومان دخانیات

رسیدن سن فحشا به ۱۴ سالگی

فروش سالانه ۱۳۰۰۰ کلیه

زندگی ٪۴۲ مردم زیر خط فقر

و.....

البته ۲ مثقال اورانیوم غنی شده.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 0:2  توسط قدرت الله هیبت نژاد  |