نمینویسم آنچه را که در ذهنم بود. نمینویسم. نمیدانی اینجا چه خبر است. تو فقط می آیی، لبخندی میزنی و میروی. شاید هم با هم میرقصیم. ولی دردی از من دوا نمی شود. چیزی هم عاید تو نمی شود. پس آرام و آهسته از اینجا گذر کن؛ چنان که غباری از پس گامهایت برنخیزد.
بدرود.
حالا بعد از ۵ سال عر و عر ضرضر و ترتر و هارت و پورت و گه مفت خوردن آخرش عین سگ تو گه گیر کردن. معاون مخملی (مطبوعاتی) مشنگ الدوله دیلمی (محمود کوپنی صلح آمیز مخمل نارنجی در عین حال دکتر همزمان رئیس جمهور!!!)، امروز سرشو از تو پاچه احمدی نژاد در آورد یک گهی خورد یک غلطی کرد، یک کاری کرد که ثابت کرد امکان اینکه تو روده دولت نهم یه پیچ راست هم پیدا بشه وجود داره؛ "دنبال پیمانکار جایگزین روسیه برای تکمیل نیروگاه بوشهر هستیم."
همه اش تقصیر اون البرادعی سوسمار خور مادرقهبه است. خدا میدونه بی ناموس چند سال پول تو جیب روسها ریخت؟ چقدر گیرش اومد؟ ما که از ۶ سالش خبر دار شدیم، تا هفت پشتمون تو قبر به سوزش افتادن.
چی بگه آدم..............................................