شورای انتشار افکار احمدینژاد در دولت تشکیل شد!
دكتر عبدالرضا شيخالاسلامي رييس دفتر رئيسجمهور و رئيس «شوراي سياستگذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشههاي رئيسجمهور»، در احكام جداگانه اعضاي شوراي سياستگذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشههاي رييسجمهور را منصوب كرد.
به گزارش ايسنا، براساس اين حكم آقايان دكتر غلامحسين الهام، دكتر محمدحسين صفارهرندي، مهندس مجتبي ثمره هاشمي، حجج اسلام روحالله حسينيان، دكتر حاج علي اكبري، مهندس صادق محصولي، دكتر رحيمپورازغدي، دكتر علي مطهري، مهندس علي اكبر اشعري، مهندس علي اكبر جوانفكر، دكتر محمدعلي فتحاللهي، دكتر محمد شفيعيفر، محمد جعفر بهداد و مجتبي زارعي به عضويت «شوراي سياستگذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشههاي رئيسجمهور» منصوب شدهاند.
آقاي مجتبي زارعي همچنين مسئوليت دبيري اين شورا را بر عهده دارد.
یک جمله درخشانی را دایی جان به نقل از ناپلئون بناپارت نقل کرده بود که الان بنده هم دست سوم آنرا اینجا میاورم: "تنها چیزی که حد و مرزی ندارد خریت است."
هرچه کردم جمله ناکرده گرفت
طاعت ناورده آورده گرفت
نام من در نامه پاکان نوشت
دوزخی بودم ببخشیدم بهشت
عفو کرد آن جملگی جرم و گناه
شد سفید آن نامه و روی سیاه
آه کردم چون رسن شد آه من
گشت آویزان رسن در چاه من
آن رسن بگرفتم و بیرون شدم
شاد و زفت و فربه و گلگون شدم
در بن چاهی همی بودم نگون
در دو عالم هم نمی گنجم کنون
آفرینها بر تو بادا ای خدا
ناگهان کردی مرا از غم جدا
گر سر هر موی گردد زبان
شکرهای تو نیاید در بیان
اسیر است؛ "تجدید ناب شهریور". نمیرود، نمی کند از این جا که احساس غریبی می کند تا برود آنجا که غریب باشد. ولیکن شمس است واقعی است؛ نشان به آن نشان که چاقو خورده و بی شک بیشتر هم؛ در پهلو سوزشِ سردی فلز را با خون، گرم خواهد کرد. شمس ما فراری از زمان است!! از این روست که گریز ندارد. بایستی که پای خود را ببرد.
نمی رود که بازگردد نه آنکه رفتنش ................
الوات و اشرار در سراسر شهر سوراخ موش کرایه می کنند ۱۰۰ میلیون تومان اما باز هم از چشم تیزبین قانون در این مملکت مفری نیست. شکر! خدایا تو آفریننده همه خوبی های زمینی! حتی احمدی نژاد را هم تو ریدی.
خب حالا که اشرار را جمع می کنند کجا می برندشان چه کارشان می کنند؟
معلوم است میبرندشان زندان. در آنجا تقسیم میشوند. نیمی از آنها که سواد خواندن و نوشتن دارند را می فرستند بروند کیهان و نیم دیگرشان را به وزارت ارشاد می دهند. البته در واقع آنها که دست و دامن پاک تری داشته باشند میروند در وزارتخانه. علت این که در این ۲-۳ سال اخیر سي دي هیچ فیلم ایرانی مجوز گرفته یا نگرفته ای، قبل از اكران عمومي در كوچه و خيابان ها ۳ تا ۱۰۰ تومان به فروش نرفت در واقع همين بود.
گروهی نیز شاید از آنجایی سر در می آورند که همه میدانیم کجاست ولی شاید از هر کرور آدمی که توی ایران زندگی میکنند ۱ نفرشان بدانند کجاست.
ناگفته نماند که سه - چهارتایی را هم می فرستند سینه گورستان. همیشه خفته گان پند آموز دیگران بوده اند. امان از این همه خفته.
بماند.
...نیم ز گفته خرسند...