تبليغاتX
هیبت
آروغ بعد از هندوانه خوردن
دبیرستانی که بودم دوره رفسنجانی داشت تمام می شد. من که نمی فهمیدم رافسنجانی یعنی چه؟؟!! ولی با بچه ها بحث میکردیم برخی جانب او را میگرفتند برخی مخالف بودند. آنزمان "سلام" را هفته ای یکی دوبار میخریدم. ولی ابرار ورزشی را هر روز. خاتمی رئیس جمهور شد. چه هیجانی داشتم و چه احساسی وصف ناشدنی آن هنگام که مسئول شعبه از من پرسید "تو ۱۵ سالت شده؟" میخواستم بزنم توی گوشش چون احساس میکردم نمیخواهد ما به خاتمی رای دهیم. آن زمان از دستم بر می آمد برای خاتمی رای در صندوق بیندازم و پوسترهای ناطق نوری را پاره کنم... بعدها توی دانشگاه هم، آنچه توانستیم برای او انجام دادیم آخرین باری که رفتیم کمکش سر از بازداشتگاه اطلاعات درآوردیم... ما هرچه در توان داشتیم برای خاتمی فروگذار نکردیم... او هم انصافاً سرقولش ایستاد و جنبش دانشجویی را و تحصن هایی را که تقریباً سنت سالیانه دانشجویان شده بود و چه بسا سبب تغییر روز دانشجو به ۱۸ تیر میتوانست بشود را، جمع کرد...

 

اما سید ابراهیم نبوی هیچ وقت تکراری نشد. همیشه تازه ماند، حتی زمانی که سعی داشت "در خشت خام" احسان نراقی را بشناساند و خودش بیشتر مکشوف ذهن من واقع شد! واتوبوس ترانسپورت شمس العماره و فرهنگ لغاتی که نمیدانم چه بر سرش آمد دست آخر.

 

دلم عصر آزادگان می خواهد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 2:8  توسط قدرت الله هیبت نژاد  | 

یکی از کاخهای مجموعه سعد آباد را بعد از انقلاب تبدیل کرده اند به موزه سلاح و جنگ. جنگ افزارها و یادگاری های بی همتایی از تاریخ کشور پیر وبیچاره من در آنجا نگهداری میشود. از زره و شمشیر شاه عباس و کریمخان تا پرچمهای یاد بود نجات آذربایجان به وسیله رضا شاه پهلوی و لباس های پاره و خاک آلود و خونین و اسلحه گلی دکتر چمران و لباس پرواز تیمسار فلاحی. لباس های رضا شاه؛ آن شنل و کلاه و پوتین های مشهورش. خلاصه یادگارهایی است از آدمهای ناشناس و سرشناسی که عمرشان را گذاشتند تا خط-نقطه چین هایی که مفهوم "ایران" را میسازند، از روی نقشه ها پاک نشوند. من هم خواهم ایستاد به امید آنکه کالبدم توی خانه، روی خاک بیفتد...

اما اصل ماجرا هدیه ای است از جانب روسیه تزاری به مردم و دولت ایران به نشانه مهر ومحبت و دوستی دو ملت در قریه ترکمانچای (همانجایی که احمدی نژاد فکر می کند اسمش گلستانچای است!). روسها آنجا سبیل های گربه را بریدند و جایش ۳ ۴ تا توپ جنگی به ایران دادند که احتمالاً هیچ کجا به درد ما نخورد تا اینکه دست آخر در همین موزه برایش کاربردی تراشیدند. جالب نیست؟؟!!! نه روسها عوض شده اند از دویست سال پیش به این طرف نه ما. آنروز سبیل می بریدند و توپ میدادند، امروز گوش میبرند و اورانیوم غنی شده میدهند.

توپ ها که به هیچ کارمان نیامدند، اما اورانیوم را... نمیدانم. هرچند که هدیه روسی را باید مثل "شیر شتر و دیدار عرب" خواست!

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 4:36  توسط قدرت الله هیبت نژاد  | 

این ها رو من برای یک دوستی کامنت گذاشتم. موضوعش هم از این قرار بود که این آقا یک عکسی گذاشته بود توی وبلاگش از نماز جمعه و گفته بود که به نظر شما علت اینکار آخونده چیه؟ عکس یک آخوند را نشان میداد که جلوش ۳ تا مهر نماز گذاشته بود. خلاصه صاحب وبلاگ از کامنتی که گذاشته بودم خیلی خوشش اومد و همین باعث شد که خودم برم یکبار بخونم ببینم اصلاً چی نوشته بودم برای طرف! اتفاقاً خودمان هم خیلی خوشمان آمد از کامنتمان!!!!

 

 

نویسنده: هیبت

شنبه 26 اسفند1385 ساعت: 1:17
این چند حالت دارد:
1. ممکن است این یک راس آخوند ریاضی دان باشد که با استفاده از 3 تا مهر برکات نماز و ثواب های آن و در نتیجه تعداد حوری ها و غلمان را 3 برابر میکند. البته که بایستی برای این آخوند توضیح داد از آنجا که عمراً یک دکتر بتواند وارد بهشت بشود باید مراقب سلامتی پروستات خود باشند که آنجا توی بهشت اگر از امراض جنسی سقط شوند دیگر اون دنیایی وجود نخواهد داشت.

البته ممکن است این آخوند اکس زده باشد و اسلام و مسیحیت را قاطی نموده در نتیجه تثلیث را در نماز آورده باشد. شاید هم هیچ گهی نخورده و فقط به منظور تقریب مذاهب این کار را کرده باشد.
گور پدرش دیگه حوصله ندارم. احتمالات زیاده . به هر حال غالب رفتارهای جانوران قابل پیش بینی نبوده و بررسی دقیقتر نیاز به آنالیز آماری دارد.

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 17:53  توسط قدرت الله هیبت نژاد  | 

امروز رفتم کاخ های سعد آباد را گشتم. جز هنر و هنر و زیبایی در آنجا نمی یابید.مجموعه ای است فوق العاده از آثار هنرمندان شهیر و گمنام گیتی. از مجسمه های یشمین هندی و ژرده های ابریشم چینی و فرش های بی نظیر ایرانی تا مجسمه ها و تابلوهای مشاهیر هنر اروپا و وینچسترهای خوش ساخت و زیبای غرب وحشی. همگی یا خریداری شده اند بوسیله شهبانو و خاندان سلطنت و یا یادبود و هدیه از سوی رهبران ممالک عالم هستند به پادشاه ایران.

اصلاْ در پی نوستالژیک بازی پهلوی دوستانه نیستم. فقط در مقام مقایسه؛ از هر آدمی یادگاری خواهد ماند. از هر سلسه حکومتی نیز، از پهلوی مجموعه عظیمی از آثار گرانبهای هنری به یادگار مانده - که البته آنچه را که ندزدیده اند- در موزه ها میتوان یافت. محمدرضا شاه همچنین انبوهی اسلحه و ادوات جنگی خرید که در برابر صدام بسیار به کارمان آمد و هنوز هم ته مانده های همان ما را سرپا نگه داشته او پول های مملکت را اینطوری خرج میکرد. قدری را هم خودش و خانواده اش برداشتند. البته جشن های هنری و فرهنگی بسیار مهم و ارزشمندی هم با خرج مردم برگزار شد که بی گمان امروز ارزش آنها را در برابر پدیده هایی نظیر فیلم" ۳۰۰ " میتوان به راحتی درک کرد.

جمهوری اسلامی هم هرچه از کیسه مردم ایران توانست - البته بعد از دزدی تا حد پر شدن همه حسابهای همه بانکهای اروپایی- خرج بمب گذاری کرد. خرج گلوله ها. هرچه داشتیم دود و خون و خاکستر کردند. قسمتی را از نفهمی و قسمتی دیگر را با بی شرمی و از روی بد طینتی.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 6:6  توسط قدرت الله هیبت نژاد  |