اول تا فراموش نکرده ام باید گریزی بزنم به این قضیه نقد فیلم که یکهو از سوی هر ۵ تا شبکه با حدت و شدت عجیب و بی سابقه ای براه افتاده. واضح است که این هم یکی دیگر از روش های گوسفندمآبانه تبلیغاتی یا بهتر بگوییم ضد تبلیغاتی رژیم است. اینها هر روز دارند بیشتر سعی میکنند که خودشان را به مردم نزدیک کنند و این اصلاْ نشانه امیدوار کننده ای برای یک رژیم دیکتاتور خوب نیست!
سلیمی نمین اعتقاد دارد که ماجرای سینما رکس آبادان و آتش سوزی فروشگاه کوروش در خیابان پیروزی تهران بوضوح کار رژیم شاه و بنابر طرح و نقشه آمریکا بوده است و دست داشتن انقلابیون در این دو ماجرا و امثال این دو به هیچ وجه منطقی و صحیح نیست. او مثال می آورد که آمریکا در الجزایر هم همین کار را کرده که مردم را از قیامشان مایوس کند و اتفقاْ موفق هم بوده.
سلیمی شاهد دیگری هم بر ادعای خود داشت و آن سکوت روزنامه های شاه در برابر این مسائل است. که " اگر رژیم و ساواک در این قضیه دست نداشتند سکوت نمیکردند و مسئله را بزرگ میکردند که بهره تبلیغاتی ببرند و ..."
آقای عباس سلیمی نمین! مسلماْ شما و رژیم مطبوعت استراتژی های متفاوتی در قبال مسائل دارید که بکلی با روش شاه و ساواکش فرق میکند. من حدس میزنم سکوت رژیم شاه در برابر مسائل مذکور از حماقت سیاسی خاص آنها ناشی میشده و شما که اینطور تحلیل می کند از دید یک آخوند برخورد می کنید. که ذاتاْ غوغاسالار و هوچی است. لذا اینگونه برخوردها اصولاْ خالی از منطق و تعقل است.
البته که فرقی نمیکند. اصولاْ از ابتدای تاریخ ظاهراْ ملت ما برایش فرقی نمیکرده که گاری که را میکشد...
برای من که کل ماجرا باید به جنگی ختم شود که تکلیفمان را یکسره میکند. من فقط میتوانم بنشینم و باقی روزهایی را که تا جنگ مانده به آینده و باقی چیزهای موهومی فکر کنم. فقط امیدوارم زیاد طولش ندهند چرا که این ۲۵ سالش که گذشت آنقدر کسل و خسته مان کرده که حتی نتوانیم ۵ سال بیشترش را تاب بیاوریم.
فقط میماند یک امیدواری که برای برادر کوچکم آخر شاهنامه خوشتر باشد.
چرا وطن آدم تبدیل باید بشود به ....