تبليغاتX
هیبت
آروغ بعد از هندوانه خوردن
محمود دارد برای مرگ شارون لحظه شماری میکند. در قم از اینکه شارون سکته کرده ابراز خوشحالی کرده و گفته بود (( از اینکه شارون داره میره پیش دست اجداد دیوثش خوشحالم.))

من حدس میزنم محمود از این فرصت استفاده میکند و اعلام میدارد که شارون را نفرین کرده و این کار را در مورد هر کسی که بخواهد مانع از فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ج.ا.ا شود تکرار خواهد کرد.

از دکتر الهام میخواهم متن نفرین یا دعا یا احیانن همان جادو جمبلی که محمود را رئیس جمهور و شارون را گوربگور کرد یاد ما هم بدهد که شاید به کار ماهم بیاید.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 1:55  توسط قدرت الله هیبت نژاد  | 

امشب وقتی داشتیم از خونه خاله مصی برمیگشتیم بحث داغی در باره وضعیت خانه سازی در تهران و بالا پایین قیمتها و سیاستهای مسخره ج.ا و بند بازی های بازار و ... صحبت میکردیم که یک جسد گوشه اتوبان ما را ساکت کرد.

مرده ها از زنده ها قوی ترند یا مرگ از آدم ها؟!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 3:29  توسط قدرت الله هیبت نژاد  | 

قبل از اینکه این فیلم را ببینم حدس می زدم چیزی باشد مثل اسکار بگیرهای این چند سال اخیر. مثل ارباب حلقه ها و تایتانیک. اما انصافاْ فیلم قابل توجهی بود. کلینت ایستوود ثابت کرد که علاوه بر استادیش در بازیگری کارگردان خلاق و توانایی نیز هست. این را به خصوص در مورد پلان اصابت سر دخترک به صندلی که از نظر من فوق العاده است میگویم. و فیلم نامه که ساختارش اندکی عجیب است و بسیار جسورانه.

فیلم یک مسئله بی نهایت پیچیده فلسفی و احساسی را با بیانی کاملاْ ساده و ملموس (حتی بی پرده تر و رک و راست تر از یک مستند!) می گذارد جلوی آدم.

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 2:49  توسط قدرت الله هیبت نژاد  |